يا مَنْ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاء
سخنران میگفت: «وقتی به میدان اومد، همه گفتن: "این که خود پیامبر ئه!! ما که با پیامبر جنگ نداریم دیگه!" یه عده شک افتادن و حتی بعضی شمشیر زمین گذاشتن...
وقتی رجز رو شروع کرد و تو معرفی گفت: "من علی ام...."اون هایی هم که شک افتاده بودن، برگشتن...»
چی بود این بغض ِ درون سینه هاشون؟ به اباعبدالله علیه السلام به این مضمون میگن که: «تو خوبی ها! ما با تو کاری نداریم، چون پسر علی ای، میکشیم ت!» همان بُغضاً لـِأبیک....
یک جای دعای ندبه خیلی قابل توجه و تأمل ئه به نظرم. اونجا که راجع به امیرالمؤمنین میگه که؛ خون شجاعان عرب رو در راه خدا به زمین ریخت و ...، بعدش میگه:
«فَأَوْدَعَ قُلُوبَهُمْ أَحْقَادا بَدْرِيَّةً وَ خَيْبَرِيَّةً وَ حُنَيْنِيَّةً وَ غَيْرَهُنَّ فَأَضَبَّتْ عَلَى عَدَاوَتِهِ وَ أَكَبَّتْ عَلَى مُنَابَذَتِهِ ...
پس به دلهايشان كينه سپرد، كينه ی جنگ بدر و خيبر و حنين و غير آنها را، پس دشمنى او را در نهاد خود جا دادند و به جنگ با او رو آوردند...»
و این کینه با اونها بود تا کربلا، تا هنوز... امان از کینه ای که دل رو کدر میکنه و آدمی رو به قهقرا می بره...
.
.
.
.
.
* شنیدن این فایل 7-8 دقیقه ای از سخنرانی دکتر اسدی رو به شدت توصیه میکنم. خیلی خوب تو همین چنددقیقه قضیه رو باز و تبیین میکنن و از جریان تاریخی ماجرا میگن. از ماجرای مسجدالذکر در شام تا باقی مطلب. بشنوید.
* این تکه مداحی هم خوب:
می خوام بگم که ماجرا، از اونجایی آب میخوره/ که ظالمِ اولی گفت: علی باید کنار بره
اون روزی که حسین من؛ مادرتو کتک زدن/ کینه ی خیبری رو باز قباله ی فدک زدن
اون روزی که خونه تونو به شعله آتش کشیدن/ تخم نفاق و کینه رو، میون امت پاشیدن...
* هر کس که زخمی از علی و ذوالفقار داشت/ آمد به انتقام؛ بماند بقیهاش (محمد رسولی)
* آن یتیمان كه به خرمای علی سیر شدند/ پای گودال رسیدند همگی شیر شدند
* همان هایی که از حیدر بریدند/ حسین بن علی را سر بریدند....
* پست قرار بود برای حضرت علی اکبر سلام الله علیه باشه، اما بیشتر برای جدشون علی ابن ابیطالب علیه السلام شد. قرار بود برای کسی باشه که خَلقاً و خُلقاً بیشترین شباهت رو به رسول اکرم داشته اما اصل کلامش شد برای جانِ رسول الله، علی علیه السلام.
فقط این مداحی کوتاه و سوزدار و این پست و این یکی رو با همه ی لینک های گذاشته، توصیه میکنم.
* عنوان هم از محسن کاویانی
نوشته شده در شنبه دهم آبان ۱۳۹۳ساعت 23:54 توسط نجوا| |
برچسب:
نویسنده: حمید یوسفی