خرید بک لینک

یا خَیرَ المَقصودین

از زمانی که یادم می آید، همیشه سفر برایم جذاب بوده. فارغ از استرس های پیش از سفر که اغلب گریزناپذیر است و گاهی خیلی هم آزاردهنده است اما همیشه از سفر استقبال کرده ام؛ دیدن جاهای جدید، مردمانی با گرایش ها و اعتقادات متفنوع و فرهنگ مخصوص به خود، رسم و رسوم ها، پوشش ها، هنرنمایی های دست بشر از گذشته تا امروز در کنار مناظر و طبیعت خاص هر منطقه.
حتی سفر به مناطق تکراری هم محاسن خودش را دارد چه رسد به جاهای جدید.
سفر برایم خواستنی ست چرا که به واسطه اش میشود چند روزی از روزمرگی های زندگی بیرون زد، هوای تازه خورد، تجربه های تازه اندوخت، بزرگتر شد و رشد کرد، تمرین تعامل کرد و نکته های جدید از آدم های مسیر، از همسفران تا مردمان سرزمین مقصد و حتی از مسیر سفر یاد گرفت. تازه اینها علاوه بر استراحت و تفریح است که اغلب با سفر پی آن میرویم.
.
این بار سفرمان به دیاری بود ظاهرا دورتر، اما به واقع نه چندان دور، با مردمانی مهربان و خوش برخورد؛ از جنس بلور، با همسفران فردوس، با همسفرانی عزیز و ارزنده، با نگاهی تازه... سفری به فردوس، به "ایران صغیر"(ایران کوچک)، به منطقه ای در شمال شبه قاره هند، با اکثریت مسلمان، در دامنه رشته کوه های هیمالیا، با آب و هوایی متفاوت و منظره هایی زیبا، به بهشتِ کشمیر...
.
سفر ما از شانزدهم تا بیست و سوم تیرماه نود و شش بود. الحمدلله...
به امید خدا سعی دارم یادداشت ها را مرتب کنم و اینجا بیاورم. احتمالا به صورت فایل ورد ضمیمه این پست کنم و در اینستاگرام هم پست های سفرنامه با قاب دوربین خودم را بیاورم و لینک تگ مخصوصش را اینجا بگذارم، إن شاءالله.

برچسب: نویسنده: حمید یوسفی تاريخ: جمعه 23 آذر 1397 ساعت: 4:37

صفحه بندی